عجبا!!

                   عجب آدمای عجیبی هستیم ها! یه مدت به یکی گیر میدیم هی

عزت تپونش میکنیم ....بعدش که میبینیم نخیر این یارو انگار وقعی نمیذاره به

ما یهو پشت  و رو  میشیم و بدبخت رو میبندیم  به بدو بیرا ! اصلن فک نمکنیم

خوب شاید این بنده خدا با ما جور بشو نیس!شاید هزار تا گرفت و گیر داره که

نمیتونه بیاد قربون صدقه ی ما بره! شاید اصن نمیشه که بشه...شاید حال و

حوصله ی خودشو هم نداره چه برسه به ما! عجبا!!!!

اصن نخواد هیشکی الکی تحویلش بگیره کیو باهاس ببینه؟؟؟!   

 

امضا :پیرزنه غرغروو (ب ه س)


/ 10 نظر / 7 بازدید
پروین پناهی

خانومی ...به زودی بر می گردم به وبلاگم . از شما دوستان دور بودن کلی پیرم کرد !!

ارغوان

[قلب] من حرفای این جوونی که ادای پیرزنها رو در میاره , دوست دارم [چشمک]

نوید

بیجا کرده دوستی باید دو طرفه باشه!

بتی

[نیشخند] یه دوستی دارم همیشه تو آشتی و قهر و آشنا شدن و به هم زدن عجله داره... این جوریه که یه خورده بهت محبت می کنه، اگه دوست شدی باهاش که هیچ، اگه نه یهو عصبی می شه و تمام محبت ها شو به خشن ترین صورت ممکن پس می گیره... اما ته ِ دلش هیچی نیست... فقط عجوله... ته ِ دلش مهربونه... نه این که بگم حق نداری... فقط گاهی وقتا درک ِ طرف مقابل برای آدم سخت می شه ، اینه که این برخوردا پیش میاد... [ماچ]

راوی(ساده)

درسته بعضی وقت ها حوصله ی زمین و زمان را نداری چه برسه به افراد دور و برت. بعد که حالت خوب می شود نوبت قربون صدقه رفتن است. همه باید شرایط هم رو درک کنیم.

چپ‌نویس

خب دل ما هم گناه داره، قربون صدقه می‌خواد. [رویا]

یکی

آخه آدم وقتی کسی رو خیلی دوسش داره و اون نیست، کم میاره...

میرزا

سلام یعنی وقتی کامنتا رو خوندم فهمیدم که اصلا هم سیــــــ ـــاسی ننوشتید. و منظورتون روحــــ ـــــانی نبوده. یه همچین کُند ذهنیم من.